close
تبلیغات در اینترنت
هامون/ش.ن

☂ بازیچـــــــــہ ے ســـرنـوـشـــت ☂

هامون/ش.ن

عاغا ناموسا این اهنگه قشنگیه

 

میدونم قدیمیه ولی دوسش دارم دیگه


 متنش:

 

 

نه اشتباه نکن این یه شعر عاشقونه نیس


تصور کن یه مردو با چشمای خیس


نمیخوام ،نباید،تو شعرم به تو جسارت کنم


نباید حس عشقو تعبیر به اسارت کنم.


شکسته میرم امشب بانو خدانگهدارت


اگرچه میشکنه اون دل سبز و سپیدارت


واسه من که پنجره یه ارزوی مبهم بود،


ولی تو پنجره باشه تموم دیوارت


ببخش منو اگه بوی زخم چرکینمو


زجه های کبودم،میشه موجب ازارت.

 

دیگه صدای گریه ی بی وقتم نمیشکنه


سکوت سرد و پر از انبساط افکارت


خیلی انتظار کشیدم که شاید بیای


باز برای بدرقم با اون لباس گلدارت


و دلخوشم کنی با یه دروغ مصلحتی


که میشه شاید بازم بیام برای دیدارت


ولی چه فایده که خوابت عجیب سنگین بود


صدای خاطره هامون که نکرد بیدارت


میگن روزه گرفتی و دیگه غزل نمینوشی


بمونه این اخرین غزلم واسه افطارت


شکسته میرم و خاطرات سبز تورو


به یادگار میبرم امشب خدا نگهدارت


به یادگار میبرم امشب خدانگهدارت

 

بی سر وسامون رفیق بغض جاده


بی همه چیز شد به جز این عشق ساده

 

هرچی لب تو دنیاس مجیز تورو میگن


تو که بی لب زاده شده بودی ستمگر


هرچی دست تو حسرت دامن توئه


تو اخرین جوابی واسه یه خواست بی ثمر


تعبیر یه خوابی که تو ذهنی خستس


اون اخرین در نجاتی که همیشه بستس


تو یه تکرار خسته ای که فقط یک باره


وحدت اون دردایی هستی که بی شماره


من تو اسم تو تجزیه شدم بانو


تجربه کن منو توی مرگی دوباره


شعری که خونه تو حسرت لخته میشه


اخرین وارث نسل عشق اخته میشه


منو تو این هجرت غمگینم بدرقه کن


تموم واژه ها رو تو ذهنت دغدغه کن


بزا تکثیر نگاه تو بشم بانو


اسم حقیرمو رو زبونت لق لقه کن


واسه کسی که خرابه عمری زیر اوارت


اخرین جمله همینه خدانگهدارت


اخرین جمله همینه خدانگهدارت

 

بی سر و سامون رفیق بغض جاده


بی همه چیز شد به جز این عشق ساده

 

 

هامون شاهین نجفی

 

 

 




امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 15
تعداد بازدید مطلب : 5

[ شنبه 05 ارديبهشت 1394 ] [ 22:0 ] [ T@K.selooli ] [ نظرات () ]