close
تبلیغات در اینترنت
مغزدر رفته

☂ بازیچـــــــــہ ے ســـرنـوـشـــت ☂

مغزدر رفته

همه چیز را که نباید زود فراموش کرد...
بعضی آدم ها، همان هایی که هی پرونده شان را می بندی و باز می کنی،
همان هایی که هی از گذشته راه شان می دهی به حال...
همانی که یادت رفته چه کرده با تو...
اینجور آدم ها، نبودن شان می ارزد به تلخی ِ بودن شان؛
فراموش کردن زود هنگام، خطر بخشیدن در پی دارد...
اول ش زود فراموش می کنی و یادت می رود...
دلت تنگ می شود برایش،
دلتنگ ش می شوی و بعد می بخشی اش و باز دوباره همان راه قبلی....همان اشک ها...همان دردها...همان غصه خوردن ها...
تکرار دوباره و سه باره ی یک اشتباه یعنی حماقت...می فهمی؟ حماقت!!
یعنی درس عبرت نشده برایت.
یک وقت هایی لازم است بعضی چیزها یاد ِ آدم بماند،
#فراموش نشود اصلا...
بی مرامی یک آدم مثلا...
تلخی های تلخ ...همه ی آن خاطرات ِ بد ...
یکی انگشت ش را نخ می بندد برای یادآوری،
یکی داغ روی دستش می زند...
اصلا می دانی جان ِ دل، یک وقت هایی لازم است این داغ زدن روی دست...
لازم است داغی بزنی؛ بسوزانی اش، که فراموش نشود دل ِ سوخته ات...
یک وقت هایی بد نیست چنگال را برداری، داغ کنی و بزنی روی دستت،
که ردی بماند، یک چهار خط لعنتی، به نشانه ی همه ی آن چهارهای بد ِ زندگی، همه ی آن چهار سال غم، غصه، اندوه...
چهارمین فصل سال، که مدت هاست دیگر دوست ش نداری...
همه ی آنچه که اسم ش حرمت بود...رفاقت بود...محبت بود




امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 14
تعداد بازدید مطلب : 6

[ سه شنبه 25 فروردين 1394 ] [ 14:53 ] [ T@K.selooli ] [ نظرات () ]