loading...

☂ بازیچـــــــــہ ے ســـرنـوـشـــت ☂

〰مَنـّ جآی‍ی‍ زِندِگْیـٍ مـٍکٌنًمـّ〰 کِهـ وآسِهّ‍ رِسیدَن‍ بِ‍ رویآه‍ ـآمـّ فَقَط‍ میتـونَمـْ بخوآبَمـ.

T@K.selooli بازدید : 56 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

وتاه ...

فضای خانه که از خنده های ما گرم است
چه عاشقانه نفس می کشم ! هوا گرم است

دوباره “دیده امت” زّل بزن به چشمانی
که از حرارت ” من دیده ام ترا ” گرم است

بیا گناه کنیم عشق را … نترس … ، خدا ،
هزار مشغله دارد ، سر ِ خدا گرم است


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

*******************************

بعید نیست سرم را غزل به باد دهد

و آبروی مرا در محل به باد دهد

زبان سرخ و سرِ سبز و چند نقطه…، مرا
دوصد کنایه و ضرب‌المثل به باد دهد

چه‌قدر نقشه کشیدم برای زندگیم
بعید نیست که آن را اجل به باد دهد

 


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

*******************************

کفشِ چرمی ـ چتر ـ فروردین ـ خیابانِ شلوغ
یک شب بارانی غمگین خیابانِ شلوغ

می‌رود تنهای تنها، باز هم می‌بینمش
باز هم رد می‌شود از این خیابانِ شلوغ

 


T@K.selooli بازدید : 51 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

تقدیم به مخاطب خاصی


نمی دانم کجای راه عشق را بیــراهه رفتم که زمانی به خود آمـدم تو رفته بودی نه دیگر از نگاهت اثری بود و نه از دستان مهربانت . من در این راه تنها مانده ام با جاده ای بی انتها و آسمانی بی ستاره، در این بی کسی و سکوت مرگبار دیگر صدایت را نمی شنوم صدایی که اکنون باور دارم دروغ نبود . بودن تورا کم دارم و نوازش دست های دوست داشتنیت که قرار بود خیال مرهمی بر روی زخم هایم باشنــد، و همان چشمانی که به من باور بودن بدهند.

من در این جاده خواهم رفت تا به بی نهایت ، از سکوت نمی ترسم که از تنهایی بی تو وحشت دارم، دلم می لرزد زمانی که نیستی پا در راه می روم شاید در بیکران غربت من باشـم و ماه رفته ام ، که در آنجا بنشینم و با ستـارگـان از عشق مان بگویم ، می دانم در آن شهر خیال نیازی به پنهانی عشق نیست ، آنجا دشتی از بنفشه است و یاد تو بوی عطر گل یاس می دهد ، آنجا دلم پر می کشد برای لطافت باران و پاییز برایم غم گرفته نخواهد بود وقتی از عشق تو می گویم ، وقتی از مهر تو می گویم . می روم و در هر گامی که بر می دارم خواهم گفت دوستت دارم .

 

da4b586d775cf91977c4e97f40659d03-425.jpg

T@K.selooli بازدید : 45 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

en1391.jpg

 

امشب این پنجره را
می بندم

و به مهتاب خبر خواهم داد
امشب از فکر و خیالم برود
...
پرده را خوب بکش
تا نبید سحر این لحظه ما
و نسیمی نوزد بر تن تب کرده ما

عرق شرم نشست
دو سه جامی ز لبت خواهم خورد

مست بیرون زده
از گوشه این میکده سرخ لبت

دل به دریا که زدم ، دست من گیر ببر
سوی آن صخره مرجانی چشمان خودت

آتشی روشن کن در برم خوب برقص
بزن آتش به تن پر شررم

امشب این پنجره را
می بندم

و به آن صخره مرجانی
چشمان تو دل می بندم

امشب این پنجره را
می بندم

و به مهتاب خبر خواهم داد
امشب از فکر و خیالم برود
...
پرده را خوب بکش
تا نبید سحر این لحظه ما
و نسیمی نوزد بر تن تب کرده ما

عرق شرم نشست
دو سه جامی ز لبت خواهم خورد

مست بیرون زده
از گوشه این میکده سرخ لبت

دل به دریا که زدم ، دست من گیر ببر
سوی آن صخره مرجانی چشمان خودت

آتشی روشن کن در برم خوب برقص
بزن آتش به تن پر شررم

امشب این پنجره را
می بندم

و به آن صخره مرجانی
چشمان تو دل می بندم

T@K.selooli بازدید : 56 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)
میخواهم و میخواستمت ، تا نفسم بود

می سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود

عشق تو بسم بود که این شعله بیدار

روشنگر شبهای بلند قفسم بود

آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت

غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود

دست من و آغوش تو هیهات ، که یک روز

تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود

بالله ، که جز یاد تو ، گر هیچ کسم است

حاشا ، که بجز عشق تو ، گر هیچ کسم بود

سیمای مسیحایی اندوه تو ، ای عشق

در غربت این مهلکه فریاد رسم بود

لب بسته و پر سوخته از کوی تو رفتم

رفتم ، بخدا گر هوسم بود ، بسم بود

1375836398_no-love-37.jpg
T@K.selooli بازدید : 59 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)
دیدمت وه چه تماشایی و زیبا شده ای !
ماه من ، آفت دل ، فتنه ی جانها شده ای !

پشت ها گشته دوتا، در غمت ای سرو روان
تا تو درگلشن خوبی گل یکتا شده ای
...

خوبی و دلبری و حسن , حسابی دارد
بی حساب از چه سبب اینهمه زیبا شده ای ؟

حیف و صدحیف که بااینهمه زیبایی و لطف
عشق بگذاشته اندرپی سودا شده ای

شبِ مهتاب و فلک خواب و طبیعت بیدار
باز آشوبگر خاطر شیدا شده ای

بین امواج مهت رقص کنان می بینم
لطف را بین ،که به شیرینی رویا شده ای

دیگران را اگر از ما خبری نیست چه غم
نازنینا ، تو چرا بی خبر از ما شده ای ؟


65575893621807295022.jpg
T@K.selooli بازدید : 52 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

 

چه فرقی دارد

تابستان یا پاییز

دردت به جانم

پیک های گمنام می گویند

در بلندای یکی از همین شب ها

عمیق ترین تنفس عشق

با غمزه ی نگاه تو

سیل اندوه را

از حافظه ی بی قرار

دور خواهد کرد

و در برهوت بی راه

راه را نشان خواهد داد.

 


[عکس: a70n4j5zgb32iiyekoqk.jpg]

T@K.selooli بازدید : 45 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)
تلنگر میزند امشب
کسی بر سقف این خانه
. تویی باران ؟ تو ای مهمان ناخوانده
بزن باران ! تو هم زخمی بزن
بر زخم این خانه.
... بزن اهنگ زیبایت
صدای چک چکه سازت
میان کاسه خالی
شکنچه میکند امشب
من تنها ی زندانی
.
تو ای باران
از این ویرانه دل بگذر
یقین بیرون این خانه

هزاران دل ، هوای عاشقی دارند.


T@K.selooli بازدید : 53 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)
آدم بود که زنجیر را ساخت و شیطان کمکش کرد.
دل زنجیر شد...عشق زنجیر شد...دنیا پر از زنجیر شد ؛
و آدمها همه دیوانه ی زنجیری!

خدا، دنیای بی زنجیر می خواست،
اسم دنیای بی زنجیر بهشت بود.
امتحان آدم همین جا بود...دست شیطان از زنجیر پر بود!

خدا گفت: زنجیرت را پاره کن،
شاید نام زنجیر تو، عشق باشد.
یک نفر زنجیرهایش را پاره کرد.
اسمش را مجنون گذاشتند!
مجنون اما نه دیوانه بود و نه زنجیری.
این نام را شیطان بر او گذاشت...او انسان را با زنجیر می خواست!

لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست.
لیلی می دانست خدا چه می خواهد،
لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند.
لیلی زنجیر نبود....لیلی نمی خواست زنجیر باشد.

لیلی ماند چون نام دیگر او آزادی بود.

 


T@K.selooli بازدید : 67 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)
من باختــــــــــــــــــــم ...

 من پذیرفتم شكست خویش را

 پندهای عقل دوراندیش را

 من پذیرفتم كه عشق افسانه است

 این دل درد آشنا دیوانه است

 میروم شاید فراموشت كنم

 در فراموشی هم آغوشت كنم

می روم از رفتن من شاد باش

 از عذاب دیدنم آزاد باش

آرزودارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را

[عکس: l4ts43v4qqf74u9tc.jpg]

T@K.selooli بازدید : 50 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)
سلام اي خواب اي رويا
سلام اي آنکه با تو عشق شد پيدا
سلام اي آشنا ، اي مه
سلام اي مونس شبها
مرا با خود ببر زينجا
نمي داني که چشمانت
چه با من ميکند هر شب
نمي داني فريب چشمهاي تو
طلسمم ميکند ديوانه ميسازد نگاهم را
ولي افسوس اينجا
فاصله
صدها
هزاران راه را بايد بپيمايد
و من تنها
ندارم طاقت رفتن
نگاهم کن
بشو همراه
من اينجا بي تو تنهايم
و مي گيرم
سراغ چشمهائي را
که يک شب آتشي افکند در جانم
ولي افسوس
اين آتش
زبان شعر هايم را
نمي داند
نشد همراه
ندانست اين دل تنها
که يک دم
هم زباني را
طلب دارد
نمي داند دل تنها
پري رويان ديگر را


نمي داند اگر
يک دم !
شبي !!
تنها !
زبانم را بداند او
من آن شب را
کنم تا صبح فردا
روشن از مهتاب
و فردا روز آغاز است
T@K.selooli بازدید : 61 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

مَـــن کـــه غَریبـــــم
روزی میــرسَد
بـــی هیــــچ خَبـــَـــری
بــآ کولـــــه بــــآر تَنهـــآییـَم
دَر جـــآده هــآی بـی انتهــــآی ایـن دنیــآی عَجیـــــب
رآه خــــوآهم افتـــــآد
مَـــن کـــه غَریبـــــم
چـــه فَــــرقی دآرد کجـــــآی ایـــن دنیــــــآ بـآشــــم

همــه جــــآی جهــــآن تنهـــــآیی بــــآ مَـــن است…

 


[عکس: 54673596886604851867.jpg]

T@K.selooli بازدید : 45 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)
Don't be afraid to love!!


Don't be afraid
To love someone
Totally and completely
Love is the most fulfilling
And beautiful feeling in the world
Don't be afraid that you will get hurt
Or that the other person



نترس از اینکه عاشق شوی
با دل و جان
عشق خشنود کننده ترین
و زیباترین احساس دنیاست
نترس از دل آزرده شدن
یا اینکه طرف مقابل
به تو عشق نورزد
[عکس: wfd3aa8vce6tbsjtcsxj.jpg]

T@K.selooli بازدید : 52 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

امار گرفتن از تو کار هروزم است ....

عادت کرده ام به این کار ....

اما هنوز به شنیدن اسم او کنار اسمت ....

عادت نکرده ام!!!

 

T@K.selooli بازدید : 58 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

 درون من هیچ وقت مال این زمان نبوده ..

درون من مال زمان هایی بوده ک آدم ها تمام حس شان را آتش می زدند و با فرستادن دود حرف هاشان را ب هم می فهماندند ..

از آن مرد هایی ک افکارشان را به دست باد می سپردند و منظره ی برفي يك كوهستان بي رحم را ب تماشا مي نشسته و هيچ كدام از اين فكر هايي كه الان توي سر من است توي سرش نيست .. 

درون من مال اين روزها نبوده هيچ وقت،  درون من توي يكي از ايستگاه هاي همين قرن پيش چمدانش را دنبال خودش مي كشيده و وقتي سوار قطار شده به فكر روزهايي بهتر به دهكده اي دور سفر كرده آنقدر دور و دست نيافتني كه از فكر آن  لبخند مي زنم .. 

و خيال لحظه هاش را رنگي تر مي كند .. 

درون من مال اين زمان و اين مكان نبوده هيچ وقت ..

درون من لحظه هاي قبل و بعد از من را زندگي مي كرده هميشه و خسته و كوفته و بي رمق رسيده به من، رسيده به اين شهر و پياده رو ها و پرنده ها و آدم هايش ..

رسيده به رنگ سياه ..

و می بایست به سرزمین موعودم دالا هو -  بیستون - طاق بستان - آناهیتا و معبد مقدسم روناک برسد

بسرعت در حال محو شدن هستم و آنچه از من بماند را میدانم تو خاکسترهایش را بر فراز بلندترین قله البرز به دامن سرزمین مان تقدیم می کنی


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

T@K.selooli بازدید : 69 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

این گرمای  عشق
و عشق  سخن بی انتهاست
شروعش عاشقانه
راهش مشتاقانه
و   سرودش  همچون رنگین کمان زیبای با تو بودن
و پایانش ,  با تو بودن 
آنگاه که در لای تک تک  بوسه های مستانه ام 
در تو محو می شوم
ای آروزی بودن   و   ای مایه آرامشم

دوستت دارم  دلشی دل آرامم

 

T@K.selooli بازدید : 37 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

دیگر بر کاغذ ابریشمین اشعار موزون نمی نویسم
و آنها را در قاب زرین نمی گیرم
زیرا
دیرگاهی است نغمه های جانسوز خویش را
بر خاک بیابان می نویسم
تا با دست باد به هر سو پراکنده شود
ولی اگر باد خط مرا با خود ببرد
روح سخنم را که بوی عشق می دهد
جایی نتواند بُرد
روزی می رسد که دلداده ای از این سرزمین بگذرد
و چون پا بر این خاک نهد
سراپا بلرزد و به خویش بگوید
پیش از من در اینجا عاشقی به یاد معشوقه
ناله سر داده
شاید مجنون به هوای لیلی نالیده
یا فرهاد در اینجا سر در خاک برده است
هر که هست
از خاکش بوی عشق برمیخیزد
و تربتش پیام وفا می دهد
تو نیز که بر بستر نرم آرمیده ای
وقتی که سخن آتشینم را از زبان نسیم صبا می شنوی
سراپا مرتعش خواهی شد و به خود خواهی گفت:
یارم برای من پیام عشق فرستاده
تو هم ای باد صبا
پیام مهر مرا به او برسان

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

T@K.selooli بازدید : 56 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

 

Ben seni sevdim mi? Sevdim, kime ne
Tuttum, ta içime oturttum seni
Aldım, okşadım saçlarını, öptüm
İçtim yudum yudum güzelliğini

Ben seni sevdim mi? Sevdim elbette
Bendeydi özlemlerin en korkuncu
Çıldırırdım sen ne kadar uzaksan,
Aşk değil, hiç doymayan bir şeydi bu

Ben seni sevdim mi? Sevdim doğrusu
Sevdikçe tamamlandım, bütünlendim
Biri vardı ağlayan gecelerce
Biri vardı sana tutkun; o bendim

Ben seni sevdim mi? Sevdim en büyük
En solmayan güller açtı içimde
Ömrümü değerli kılan bir şeydin
Sen benim bozbulanık gençliğimde

Ben seni sevdim mi? Sevdim, öyle ya
Bir çizgiye vardım seninle beraber
Ve bir gün orada yitirdim seni
Ben seni sevdim mi? Sevdim, ya sen beni?

عاشقانه, عکس عاشقانه, شعر عاشقانه,

T@K.selooli بازدید : 55 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

 

دیـشـبــــــــــــ بــه ســیـگــــــــار گفتم:
خــــــــوش بـحــالـتـــــــــ
تو از من خوش بخت تری .
گفت: چـــــــــــرا ؟!
گفتم: تـــــــو آتش بر سر داری
و مــن بــر دل
تو باهر پـــــــکــی که بهت میزنند . . .
خـــــــــاکــسـتـــر میشی
و من با هر خــــــــــــاطـره ای که یـــــاد میارم آتــــیـش میگیرم . . .
تو دود میشی و یه بویی ازت تو هــوا میمونه
اما من زیر خـــــــــاک میرم و عـطـــرمـم باهام چال میشه !
تو تــــــمـوم میشی یه فـیــلـتـــر ازت بـاقی میمونه . . .
و از مـــنـــــــــــــــــ هــــیچـــــــــــــــــ . . .
دیدم دیگه بـویـی ازش نمیاد !
سرم و چرخوندم دیدم خــــــــامــوش شده !
گفتم: اینم آخـــــــــریش که تو باد و پـــکـــ به انـتـهــا میرسی
و من ســـــــالــهـاستــــــــــ که هنوز نـــرســیـــدم !!
نــــــــــــــــــرســــــــیدم . .

T@K.selooli بازدید : 54 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

 


تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم ؟
شب از هجوم خیالت ، نمی برد خوابم

تو چیستی که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق سرگشته ، روی گردابم!

تو در کدام سحر ، بر کدام اسب سپید؟
تو را کدام خدا ؟
تو از کدام جهان ؟
تو در کدام کرانه ، تو از کدام صدف ؟
تو در کدام چمن ، همره کدام نسیم ؟
تو از کدام سبو ؟
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه !

چه کرد با دل من آن نگاه شیرین ، آه !
مدام پیش نگاهی ، مدام پیش نگاه !

کدام نشئه دویده ست از تو در تن من ؟
که ذره های وجودم تو را که می بینند
به رقص می آیند !
سرود می خوانند!

چه آرزوی محالی ست زیستن با تو
مرا همین بگذارند یک سخن با تو

T@K.selooli بازدید : 68 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)


زنی ، فال مرا می دید و می گفت:


- زنی آرام و خوابت را ربوده ست!

به نقش قهوه می بینم که ، دیری ست

چراغ افروز رویای تو بوده ست!

 

 ادامه شعر در ادامه مطلب


T@K.selooli بازدید : 41 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

مي‌روم شايد كمي حال شما بهتر شود
مي‌گذارم با خيالت روزگارم سر شود

از چه مي‌ترسي برو ديوانگي‌هاي مرا
آنچنان فرياد كن تا گوش عالم كر شود

مي‌روم ديگر نمي‌خواهم براي هيچ كس
حالت غمگين چشمانم ملال‌آور شود

بايد اين بازنده‌ي هر بار – جان عاشقم –
تا به كي بازيچه اين دست بازيگر شود

ماندنم بيهوده است امكان ندارد هيچ وقت
اين منِ ديرينِ من يك آدم ديگر شود

 


http://susatheme.com/sade/12/12.jpg

T@K.selooli بازدید : 48 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

هوا سرد است..... من از عشق لبریزم

چنان گرمم ...
...
چنان با یاد تو در خویش سر گرمم ....

که رفت روزها و لحظه ها از خاطرم رفته ست!

هوا سردست اما من ...

به شور و شوق دلگرمم

چه فرقی می کند فصل بهاران یا زمستان است!

تو را هر شب درون خواب می‌بینم

تمام دسته های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم

و وقتی از میان کوچه می‌آیی ...

و وقتی

قامتت را در زلال اشک می‌بینم ...

به خود آرام می‌گویم :دوباره خواب می‌بینم!

دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد

بیا... من دسته های نرگس دی ماه را

در راه می چینم !!

 

عکس عاشقانه جدید

T@K.selooli بازدید : 58 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

نشسته در تب حال و هوای چشمانت
کسی که لک زده قلبش برای چشمانت

بهشت را به بها میدهند شکی نیست
نشان چشم چرانی بهای چشمانت

برای خلق چنین نقش های دل چسبی
چقدر حوصله کرده خدای چشمانت ؟

درون قاب نگاهت کشیده است انگار
دو بچه آهوی زیبا به جای چشمانت

سکوت کرده ای اما غمین و بغض آلود
به گوش می رسد اینک صدای چشمانت؟

نگاه من به تنش کرده جامه احرام

مگر قدم بزند در صفای چشمانت


T@K.selooli بازدید : 54 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

این شعرها دیگر برای هیچ کس نیست
نه! در دلم انگار جای هیچ کس نیست

آنقدر تنهایم که حتی دردهایم
دیگر شبیهِ دردهای هیچ کس نیست

حتی نفس‌های مرا از من گرفتند
من مرده‌ام در من هوای هیچ کس نیست

دنیای مرموزی‌ست ما باید بدانیم
که هیچ‌کس اینجا برای هیچ‌کس نیست

باید خدا هم با خودش روراست باشد
وقتی که می‌داند خدای هیچ‌کس نیست

من می‌روم هر چند می‌دانم که دیگر

پشت سرم حتی دعای هیچ‌کس نیست

 

 


سری جدید والپیپرهای عاشقانه موبایل

T@K.selooli بازدید : 42 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

دو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشت
تمام عمرِ من انگار در خیال گذشت

 -ببند پنجره‌ها را که کوچه ناامن است...
نسیم آمد و نشنید و بی‌خیال گذشت

درست روی همین صندلی تو را دیدم
نگاه خیره‌ی تو... لحظه‌ای که لال گذشت

- چه ساعتی‌ست ببخشید؟... ساده بود اما
چه‌ها که از دل تو با همین سؤال گذشت


...


گذشت و رفت و به تو فکر می‌کنم ـ تنها ـ

دو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشت

 

عکس عاشقانه جدید

git...

T@K.selooli بازدید : 54 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

 

Aramızda görünmeyen duvarlar var
Bilmediğim caddeler, bulvarlar
 Yabancısın hanidir, söylesem yeridir
Kavuşmuyor hiç dudaklar
 
Yavaş yavaş eritiyor, bizi bu yalanlar
Bir hesap ki tutmuyor, elde kalanlar
Son durak dedi aşk, birimiz inmiyor
İzliyor bak uzaktan, uzaklar
 
Git, hevesini al gel, nefesini al gel
Belki de bulduğun aşkından
Git, tutamam zaten, dağ gibi dursam
Kendine bir tünel kazarsın
 
Git, bana benzeyen ya da benzemeyen birini
Belki de çok seversin
Git, ayrılığı kabullendim
Ben seni, sen olmadan da severim, git

اس ام اس و جمله های غمگین و گریه آور!
T@K.selooli بازدید : 60 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

 

Bizimkisi bir aşk hikayesi
Siyah beyaz film gibi biraz
Gözyaşı umut ve ihtiras
Bizimkisi alev gibi biraz

Bizimkisi bir aşk hikayesi
Siyah beyaz film gibi biraz
Ateşle su dikenle gül gibi
Bizimkisi roman gibi biraz

Bu güller senin için
Bu gönül ikimizin
Hiç üzülme ağlama
Sen gülümse daima

Bizimkisi bir aşk hikayesi
Siyah beyaz film gibi biraz
Hüzünlü sonbahar kapısından
Çıkmak gibi aydınlığa biraz

Ne güzeldi değil mi yaşadıklarımız
Ne güzeldi
Artık ne sen ne de ben
Bulamayız o günleri
Bazen düşünüyorum da
Bende de yanlış bir şeyler vardı galiba diyorum
İkimizde kıymetini bilemedik bir şeylerin
Hatırlarmısın akşam olur
Mumlarımızı yakardık
Sen kokunu sürerdin
Oda sen kokardı
Olmadık şeylere güler
Durup dururken ağlardık
Güzel havalarda sokaklara çıkardık
Bir de kar yağınca kar topu oynardık seninle
Sen iskambil kağıtlarından fal bakardın
İstediğin çıkmadığında

Kağıtları bir daha karardın

 


shadi_178.jpg

T@K.selooli بازدید : 51 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

چگونه رود می‌رود به سمت بیکرانه‌ها
که ابر گریه می‌کند برای رودخانه‌ها

پرنده غافل است از این‌که تندباد می‌رسد
وگرنه باز هم بنا نمی‌شد آشیانه‌ها

و این‌چنین که این‌همه زِ عشق رنج می‌برند
مرا غمِ تو می‌کِشد در آتش بهانه‌ها

چراغ و چشمِ آسمان! ستاره‌ها تو، ماه، تو
پس از تو تار می‌شود شبِ تمامِ خانه‌ها

اگرچه زخم می‌زنی ولی ترا نوشته‌اند
به روی صفحه‌ی دلم خطوطِ تازیانه‌ها

خلاصه بر درختِ دل تو باید آشیان کنی
وگرنه می‌سپارمش به دست موریانه‌ها



T@K.selooli بازدید : 51 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست

ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست

در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید
هی صدا در کوه،هی "من عاشقت هستم" شکست

بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند
دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست

عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست

وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد
پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست…



عکس عاشقانه جدید

T@K.selooli بازدید : 60 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

 

ای دل ! چرا بهاری و گلبو نمی شوی ؟

آبی است آسمان، تو پرستو نمی شوی ؟

در می زند بهار و تو در وا نمی کنی

گل می چکد ز باغ و تو گلبو نمی شوی

در آرزوی گل شدن و دیدن ِ بهار

مانند غنچه گرم تکاپو نمی شوی

چشم از جمال شرقی گل بسته ای، دریغ

خواهان وصل خال لب او نمی شوی

مثل جوانه، دل به شکفتن نمی دهی

مثل درخت، سلسله گیسو نمی شوی

یک جرعه از طراوت شبنم نمی خوری

همسفره تبسم شب بو نمی شوی

از کوچه باغ لاله گذر می کنی، ولی

مست از شمیم آن گل مینو نمی شوی

یادی تو از شقایق عاشق نمی کنی

سنگ صبور داغ دل او نمی شوی

با مرغ حق، صلای «اناالحق» نمی زنی

چون «یاکریم»، عارف «یاهو» نمی شوی

تا با غریزه همسفری در شب پلنگ

هرگز اسیر جلوۀ آهو نمی شوی

فیضی ز ناز ِ شرقی ِ آهو نمی بری

مجذوب آن دو چشم و دو ابرو نمی شوی

وقتی که مست می شوی از خواندن کلاغ

با نغمه های چلچله، جادو نمی شوی

تا آن زمان که زاغ و زغن همنشین توست

تو بلبل ادیب و سخنگو نمی شوی

وقتی که ارتفاع قفس آسمان توست

هرگز در آسمان تو پرستو نمی شوی

القصه، شرط سبز بهاران شکفتن است

تا نشکفی ، بهاری و گلبو نمی شوی

 


T@K.selooli بازدید : 58 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (1)
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﭼﻪ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﻋﺰﯾﺰ !
ﻋﺎﺷﻘﻢ ﯾﮏ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﻋﺰﯾﺰ !
ﮔﺮﭼﻪ ﻫﺮ ﺷﺐ ﮐﺎﺭ ﻣﻦ ﮔﺮﯾﻪ ﺳﺖ ﺩﻟﻮﺍﭘﺲ ﻧﺒﺎﺵ
ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﻢ ﺑﺎﺯ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﻋﺰﯾﺰ !
ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﯽ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺩﻭﺭ ﺑﺮﺩ
ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ.. ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﻋﺰﯾﺰ !
ﻟﺐ ﻣﺮﺑﺎ، ﭼﺸﻢ ﻋﺴﻞ، ﺧﺎﻣﻪ ﺑﻨﺎﮔﻮﺵ ﻣﻨﯽ
ﭼﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﻋﺰﯾﺰ !
ﭼﺎﯼ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﻡ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﮔﺮﭼﻪ ﭘﯿﺸﻢ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﺧﺎﻟﯽ ﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﻋﺰﯾﺰ !
ﺑﻐﺾ ﮐﺮﺩﻩ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﺎﻧﺘﻮﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ
ﺑﺎﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﻋﺰﯾﺰ !
ﮔﺎﻩ ﻣﻦ، ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻮﯾﯽ
ﻟﺮﺯ ﺩﺍﺭﺩ ﻫﻖ ﻫﻖ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﻧﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﻋﺰﯾﺰ !
ﮔﻞ ﭼﻨﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ
ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ ﺑﺮ ﻟﺒﻢ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﻋﺰﯾﺰ !
ﻧﻪ ! ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﮐﺴﯽ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﻡ
ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻫﺴﺘﯽ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﺪﺍﻧﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﻋﺰﯾﺰ !
ﻋﺎﻗﺒﺖ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﺁﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﺍﺷﮏ ﺷﺎﯾﺪ.. ﺷﮑﻮﻩ ﺍﯼ ﺍﻣﺎ ﻧﻪ، ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﻋﺰﯾﺰ !

T@K.selooli بازدید : 46 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (2)

 

 

نفس میکشم نبودنت را

نیست...

هوای بوی تنت را کرده ام

میدانی؟

پیراهن جدایی ات بدجور بر قامتم گشاد است

تو نیستی

آسمان بی معنی ست

حتی آسمان پر ستاره و باران

مثل قطره های عذاب روی سرم میریزد

تو نیستی و من چتر میخواهم

هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد

در چشمانم لباس سیاه پوشیده

خودم را به هار راه میزنم

به هزار کوچه

به هزار در...

ولی باز هم تو نیستی که نیستی

T@K.selooli بازدید : 50 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

نمیدونم چرا رفتی

شاید اشتباه کردم و تو بدون اینکه به فکر غربت چشمانم باشی

رفتی

و بعد از رفتنت باران چقد معصومانه میباره

و تمام زندگیم از دست خواهد رفت

و من بعد از تو هزاران بار در ثانیه خواهم مرد

 


T@K.selooli بازدید : 47 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (1)

دوست داشتنت

وقتی مرا نمی خواهی

سخت ترین آزمون زندگی است

تو

ــ تنها مونس زندگی ام! ــ

دوستت دارم و

اعتراف می کنم

رهایی از تو

ممکن نیست ...

 

ناگفته هایم را

جوی های بی انتهای خیابان ها برده اند و من

مشتاقم به همین

هر از گاهی از دور دیدنت ...

 

T@K.selooli بازدید : 48 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

اون گوشه داره اشک می ریزه

می دونه که رو گریه حسّاسم

بوی تنش تو خونه پیچیده

من، این زن ِ غمگینو میشناسم

 

می شینه پیشم مثل هر روز و

با قرص و بوسه فال می گیره!

می گم: نمی فهمی دوسِت دارم؟!

می گه: برای عاشقی دیره

 

میگه که دنیا جای خوبی نیست

هر کی که می فهمه غمی داره

می گم برای عشق، این خونه

دیوارهای محکمی داره

 

ترساشو می چینه توی ساکش

من مشت می کوبم به آینده

می گه: می دونی خیلی دیوونه م!

می بوسمش تو گریه و خنده

 

می بینمش که سمت در می ره

با چشم های قرمز ِ خونی

می گه تو حرفامو نمی فهمی

می گه تو دردامو نمی دونی

 

هر صبح که پا می شم از کابوس

خوابیده تو آغوش و احساسم

می ره که توی گریه برگرده

من این زن غمگینو میشناسم!

 

 


http://www.sprc.ir/wp-content/uploads/2013/12/pgmdhuq6sgk9jku0kvzs.jpg

T@K.selooli بازدید : 45 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)
امشب، آغوشت نیست، اما!

خیالت را به آغوش میکشم

موهایت را میبویم؛

نوازش صورتت را

با گونه هایم

به هیچ نمیدهم.

امشب اینگونه است!

فردا شب و شبهای دگر را چه کنم !!!؟

 

T@K.selooli بازدید : 43 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (2)

 

http://www.nedayeenghelab.com/images/docs/000050/050296/images/45.jpg


ﭼــﻪ ﻗﺪﺭ ﺑــﻮﯼ ﺗﻮ ﺧﻮﺑﺴﺖ...ﺑﻮﯼ ﺁﻏﻮﺷﺖ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﺣﻤﺖ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﺮ ﺩﻭﺷﺖ
ﭼﻨﺎﻥ ﺯﻻﻝ ﻭ ﻟﻄﯿﻔﯽ ﮐﻪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻫﺴﺘﻢ
ﺩﻭ ﺑﺎﻝ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﺩﻭﺷﺖ
ﻭﻟــﯽ ﺑــــﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺑﺎﻝ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﺩﯼ
ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺖ
ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺩﻭ ﺑﺎﻝ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ
ﺑــﻪ ﺟﺎﯼ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺑﺎﻟﻬﺎﯼ ﺧﺎﻣﻮﺷﺖ
ﮐـــﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺧﻮﺩﺕ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺨﻮﺍﻧﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﺖ
ﺁﻫــــﺎﯼ ﺭﻭﺳﺮﯾﺖ ﺁﻓﺘــــﺎﺏ ﺗﺎﺑﺴﺘـﺎﻥ!
ﺷﮑﻮﻓﻪ ﺗﺎﺝ ﺳﺮ ﺗﻮ.ﺑﻨﻔﺸﻪ ﺗﻦ ﭘﻮﺷﺖ-
ﺑﻬﺸﺖ ﺟﺎﯼ ﻗﺸﻨﮕﯿﺴﺖ ﺟﺎﯼ ﺩﻭﺭﯼ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﻬﺸﺖﺑــــــــﺎﻍﺑﺰﺭﮔﯿﺴﺖ:ﺑـــــﺎﻍ
ﺁﻏـــﻮﺷﺖ
ﺑﻬﺸﺖ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧــــﺮ ﮔﻤﺎﻥ ﻧﮑﻦ ﺣﺘﯽ

بهشت هم بروم می کنم فراموشت!

T@K.selooli بازدید : 54 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)

 

 

دســـتـتـــــ مــال هــرکــی بــاشــه

چــشــمــتـــ دنـبـــال مــنــــه

هرنــگــاهــتـــ انــگــاری اســمــمــو فــریــاد مــیــزنـــه

T@K.selooli بازدید : 59 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (0)
به اندازه زیبایی درختان پر شکوفه....

   ....دوستت دارم!

           ....قسم به حقیقت دنیا....

                 قسم به راز گل سرخ

                     قسم به زیبایی بنفشه ها

                         قسم به تنهایی هام

                              دوستت دارم!!!

 


T@K.selooli بازدید : 50 یکشنبه 22 تير 1393 نظرات (1)

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست

ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست

در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید
هی صدا در کوه،هی "من عاشقت هستم" شکست

بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند
دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست

عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست

وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد
پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست…

 

تعداد صفحات : 9

درباره ما
Profile Pic
✘✘✘لــعــنــت بــه تــو ای روزگــار... امـشــب خــرگــوشــی عربده مــیــکــشــیــــدو ✔گـــــرگــــهــا✔ بـــه احــتـــرام مــســـتــی اش ســکـــوتــــ کــــرده بـــودنـــد...
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 333
  • کل نظرات : 450
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 6
  • بازدید امروز : 26
  • باردید دیروز : 10
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 145
  • بازدید ماه : 76
  • بازدید سال : 575
  • بازدید کلی : 52,990
  • کدهای اختصاصی